ديروز كه از سر كار برگشتم خونه عين فريزر بود ، بعد از يه ساعت كه پدرو مادر همسرم برگشتم ديدم كم كم خونه داره گرم ميشه ،ولي بازم سردم بود ، ديشب تا صبح هم كلي سرد بود، تا اينكه صبح ديدم بكلي شوفاژ طبقه بالا خاموشه و طبقه پايين هم بزور ميشد گفت كه روشنه ،فكر كنم به خاطره اينه كه هوا واقعا سرد شده وباز فشار گاز كم شده ،يه جورايي به زور ميخوان كه مردم مريض شن،
مادر همسرم يه بازي خريدن كه چند وقته بعد از شام ميشينن تا دير وقت به همراه بابا بازي ميكنند ، يه بازي فكري ، براي جلوگيري از پيري مغز. ديشب بزور من و همسرم رو مجبور كردند بشينيم و تماشا كنيم ، تو اين فاصله اخبار هم گوش دادم ، چيزي كه من ازش بيزارم ، اخبار اينجا واقعا وحشتناكه و آدم اگه يه مدت مدام گوش بده افسرده ميشه ، همش در مورد قتل و دزدي و كلاهبرداري و حق كشي و حق خوري و از اين چيزا ، خبرها اينها بود : ديروز اولين مرگ آنفولانزاي خوكي در كي يف رخ داد ، يه جون تلفلكي از سر كارداشته بر ميگشته خونه، يهو مي افته تو يكي از چاهاي فاضلاب كه درش باز بوده و شهرداري فراموش كرده اونجا رو بپوشونه ، تفلك بيچاره ميافته تو چاه و اونجا يه ميله بوده كه ميره تو ريه اش ، و چون تو جيبش پول بوده اون پولها باعث شده كه خيلي به شدت نره و خلاصه جون سالم بدر برد ، هر چند كه من فكر ميكنم بعدا معلوم ميشه كه حين جراحي ايدز و هپاتيت هم گرفته ، البته خدا نكنه ولي بيمارستانهاي اينجا خيلي كثيفه خدا نصيب نكنه . ظاهرش تميزه البته .
خبر بعدي اين بود كه به خاطر بحران اقتصادي و بيكاري قشر زيادي از مردم ، خيلي از صاحبان كار آگهي استخدام ميدن و افراد رو استخدام ميكنن و بعد از يك يا دو ماه بدون پرداخت هيچ وجهي اخراج ميكنن ، اينجوري كلي از مردم بي دفاع و محروم كار ميكشن كه صداشون هم به هيچ جا نميرسه . دزدي تو روز روشن .
حتي مادر همسرم كه قبلا رئيس يه قسمتي از اداره خودشون بوده ، چند وقت پيش پستشون رو از دست دادن وحقوقشون دقيقا نصف شد و مدير همون بخش شدن . الانم مدام نگرانه كه نكنه اخراجشون كنن ، چون تو ادارشون هر ماه يه ليست بلند بالاي اخراجي دارند ،و سياستشون اينه كه قديمي هاي پر مدعا كه حقوق بالايي داشتن رو اخراج كنيم و نيروي كار جديد با يك دهم حقوق اونها استخدام كنيم. حالانبود تجربه اين قديمي ها رو چطور ميخوان جبران كنن معلوم نيست. اينه كه مادر همسرم هم الان خيلي نگران كارشه ، ديشب ميگفتند يه عالمه كارمند جديد استخدام شدن با حقوق هزارو دويست گريونا ( هر هشتصد گريو ميشه صد دلار امريكا ) حالا خودتون حساب كنيد چند تومن ميشه ، اينم بگم كه حداقل هزينه زندگي بدون اجاره خونه و ماليات خونه و آب و برق ، براي يه خانواده دو نفره ، بدون ريخت و پاش ششصد دلار امريكاست . حالا اينها چطوري زندگي ميكنن خدا ميدونه ، تازه پارسال كه اوضاع كمي بهتر بود آب و برق و گاز و ماليات آپارتمان فسقلي ما ميشد يه چيزي حدود نود دلار ، و اين چيزيه كه براي اكثر خونه ها بكسانه ، يعني اين آدمها اندازه پول آب و برق و ماليات خونشون حقوق ميگيرن همين ، خودم يكي دو روز پيش همينجوري داشتم آگهي هاي استخدام رو نگاه ميكردم نوشته بود دكترعمومي ميخوان براي يه درمانگاه به صورت فول تايم ماهي دويست و پنجاه دلار ، بعد رقاص ميخواستن براي يه رستوران ماهي هزار دلار ، مهندس مكانيك براي كار در كارخانه آبجو سازي ، ماهي صدو هفتاد دلار، بعد از ديدن و شنيدن اين اخبار آدم دلش ميخواد بره افغانستان چون شرايط بهتري داره ، من كه واقعا خدا رو شكر ميكنم كه كارم رو عوض كردم و براي يه ايراني كار ميكنم چون حداقل اون حقوقم رو ميده .
البته زندگي براي يه قشري خيلي هم آسون و عالي شده . براي دانشجويان ايراني و كلاخارجي كه دلار دارن خوب شده، به دليل اوضاع بد اقتصادي مردم برگشتن به شهرستانهاشون ، و اجاره خونه اومد پايين ، دلار به شدت بالا رفت ، پارسال هر صد دلار رو پانصد گريونا چنج ميكرديم الان هر صد دلار هشتصد گريونا و گاهي هشتصد و بيست گريونا .
خلاصه به ضرر من شد ، تا پاسال كه من دلار داشتم دلار پايين بود اجاره خونه بالا ، از روزي كه ازدواج كردم ، و خونه دار شديم و خواستيم خونه رو اجاره بديم اجاره خونه اومد پايين ، دلار رفت بالا .